گزارش رکابزنی روز ششم در قشم

بعداز یک وساعت وچهل دقیقه رکابزنی مداوم بسراهی زینبی وکاروان رسیدیم با مشورت دوستان راهمان را کج کرده بطرف کاروان راه افتادیم 21کیلومت هم رکاب زده بودیم

در سراهی کاروان این درخت که تمام شاخ وبرگهایش را بریده اندولی با تمام وجود می خواهد زنده بماند وبه حیات خودش ادامه بدهد(درس یک زندگی به انسان ناامید)

قبل از میدان قشم درگهان -گیاهدان است که می بایست در مسیر ابتدا بعداز ردکردن سراهی به چپ می پیچیم  وبه یک سربالایی  سرپایینی به گیاهدان می رسیم

به یک میدان بزرگی رسیدیم مستقیم به درگهان سمت راست به قشم سمت چپ به لافت مارا ه مستقیم را رفتیم درست 50کیلومتر رکابزدیم از لافت به در گهان رسیدیم .البته با روستاها  در ورودی در گهان در چمن نشستیم استراحت حسابی کردیم اطلاعاتی از یکی از شهروندان در گهان جویا شدیم بیشتر بازار قدیم را پیشنهاد می کرد روز  جمعه بود صدای اذان به گوش می رسید بطرف مسجد رفتیم ولی اینقدر شلوغ بود تا ما جای برای دوچرخه ها پیدا کنیم وبه دستشوئی بریم ووضو بگیریم نماز تمام شد.فراداخواندیم به پارک نزدیک مسجد رفتیم ناهار را درست کردیم وخوردیم از اینکه به در گهان الحمداله بدون مشکل رسیده بودم خدا راسپاس گفتیم وبه همدیگر تبریک گفتیم استراحت کوتاهی کردیم راهی بازار شدیم

 

اینهم تابلوی میدان چون قراربود به درگهان بریم (خریدتو درگهان مناسب است) راه مستقیم را پیش گرفتیم

این هم بازار

در داخل یکی از پاساژها اقای مرادی را دیدیم خوشحالیمان دوچندان شد اقای مرادی مسئول تربیت بدنی بنیاد استان زنجان است وخیلی به ما کمک کردتا مااماده شدیم به قشم بیایم واقعا ادم زحمت کش وپرکاری است خدا انشااله حفظش کند خوش وبشی کردیم اقای مرادی برای انجام مسابقات دومیدانی سراسری جانبازان به بندر عباس امده بودوسری هم به قشم ودر گهان زده بود برنامه ما فقط تا قشم مانده بود که باتمام برسد.با قول مساعد برای ما برای یک شب جای پیداکند قول داد سپس خداحافظی کردورفت ماهم با خاطر جمع حسابی بازارگردی کردیم ومختصری هم خرید شب شد وتصمیم به ماندنددر در گهان گرفتیم به همان پارک برگشتیم استراحت وخواب حسابی کردیم

روستاهای بین راهی

اینهم مناره یک مسجد در درگهان

/ 0 نظر / 24 بازدید